عيد ديدني اول فروردين
اول فروردين تصميم بر اين شد بريم محمودآباد .... همگي ساعت ده صبح آماده شديم و حركت كرديم به سوي محمودآباد ....

گفته باشم محمودآباد عشقمه... بقيه عكسا رو در ادامه مطلب ببنيد



تنور خونه مادربزرگ

چراغ طوري ... نميدونيد قديما كه برق روستا نداشت چه نوري داشت

ما به اين ميگوييم كرسي ... كرسي براي گرم كردن در زمستان هست
يادش بخير .... خاطرات شيرين كنار هم جمع شدن همه فاميل در همين فضاي كوچك


اينا فكر كنم عيدي ما بود اما ... مادربزرگ فراموش كرد به ما بدهد

يكي از ديوار هاي خونه مادربزرگ

انباري خونه مادر بزرگ ( از دست اين موشا وسايل به سقف آويزونه .... اما بازم ... كارشونو ميكنن )



ارادت خانوادگي ما به آقاي خميني (ره)

استخر محمودآباد

آرامگاه پدربزرگ نازنينم ( روحشان قرين رحمت الهي )

حسينيه محمودآباد

مزار درويش محمود ( بنيان گذار روستاي ما )

قنات

بالاترين نقطه عكس يه درخت بنه هست (بچه كه بوديم از مسير سخت كوه بالا ميرفتيم به درخت آب ميداديم به اميد براورده شدن آرزوهامون )

علي كه مثل خودم عاشق محمودآباد هست




عيد ديدني اول فروردين
